تولّد و تحصیل
سید محمّد شفیع در سال 1287 هـ .ق. داراى فرزندى گردید که او را نورالدین نامید.([11])دوران کودکى وى زیر نظر پرورش هاى اخلاقى پدرى پارسا و دانشور و عواطف مادرى با ایمان سپرى گشت.
نورالدین با راهنمایى پدرش، در مدرسه سپهدار که از مهم ترین مراکز آموزشى اراک به شمار مى رفت، تحصیلات مقدماتى را آغاز نمود. از جمله دوستان هم درس او که با وى هم حجره و هم مباحثه بودند، مى توان به حاج میرزا محمّد علیخان و آقا شیخ على سنجانى اشاره کرد. آقا نورالدین از محضر دانشورانى استفاده کرد که مشهورترین آنان، آخوند ملاّ محمّد امین مى باشد. وى از برجسته ترین فضلاى نیمه دوم قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم اراک است. او در فقه، اصول، معانى، بیان، منطق، کلام و حکمت، صاحب نظر و نکته سنج بود. نظراتش در علوم عقلى و نقلى مورد اعتنا و حائز اهمیت است. آقا نورالدین تقریرات درس خارج حاج ملاّ محمّدامین را به نگارش در آورد. وى در این یادداشت هاى ارزشمند که میراث گرانقدر و یادگارى ماندگار از دوران جوانى است، در مقابل استادش سر تعظیم و تکریم فرود آورد و او را به تبحّر و فضیلت یاد کرده است. بیمارى وبا در تابستان سال 1310 هـ .ق. افراد زیادى را در اراک از پاى در آورد. ملاّ محمّد امین نیز بر اثر آن، دارفانى را وداع گفت.([12])
عزیمت به عراق
آقا نورالدین براى ادامه تحصیل، به عراق رفت و 7 سال در حوزه علمیّه نجف اشرف، مشغول تحصیل شد. او با فراستى کم نظیر و ذهنى تابان، مراحل درسى را تا نیل به درجه اجتهاد، پشت سرنهاد. استادان حوزه علمیّه نجف، او را فردى مهذّب و داراى استعدادى فوق العاده یافتند. فرزندان آیت الله حاج آقا محسن اراکى به نام هاى حاج آقا محسن و حاج آقا مصطفى، از همدرسان وى بودند، ولى هیچ کدام موفق نشدند از نظر علمى به پایه آقا نورالدین برسند. حاج آقا محسن سؤال علمى پیچیده اى را مطرح مى کند که دو فرزندش نمى توانند به نحوى بایسته و شایسته به آن پاسخ دهند. آقا نورالدین که در آن دوران، بهار زندگى را طى مى کرد، پس از کسب اجازه از عمویش - حاج آقا محسن - از چند راه به پرسش او پاسخ مى دهد و عموى خویش را قانع مى سازد. حاج آقا محسن تحت تأثیر توانایى علمى، ابتکار و خلاقیت فکرى برادر زاده خود قرار مى گیرد و به فرزندان خود مى گوید: شما به نجف بروید و هر وقت مثل آقا نورالدین شدید، به وطن برگردید.([13])
آقا نورالدین در درس حاج میرزا حبیب الله رشتى (1234 - 1312 هـ .ق.) شرکت کرد. آخوند خراسانى (1255 - 1329 هـ .ق.) در اجازه اجتهادى که به آقا نورالدین داد، وى را این گونه معرفى کرد:
« ... از کسانى که پیکر زیباى خود را به حلیه اجتهاد آراسته اند و چهره درخشان خویش را به نور استنباط پیراسته اند و زبده ارباب تدقیق، صاحب نفس زکیه و اخلاق پسندیده از برجستگان همگنان خود، سید بزرگوار و پرهیزگار سید نورالدین فرزند سید محمّد شفیع عراقى است که غالب عمر گرانقدر خود را در راه تحصیل علوم شرعى گذرانیده است، تا به جایى که در اثر زحمات چندین ساله، واجد قوّه استنباط شده و سزاوار است که در اخذ مسائل، طبق استنباط خود عمل کند و براى دیگران نیز شایسته تر است که در مسایل حلال و حرام به وى رجوع کنند.»([14])
آقا نورالدین در درس حاج میرزا حسین بن حاج میرزا خلیل تهرانى (متوفّا: 1326 هـ .ق.) شرکت کرد و تحت تأثیر زهد و پارسایى او قرار گرفت. استادش با وجود پیرى و ناتوانى ناشى از سالخوردگى، اشتغالات علمى و تلاش هاى توانفرسا در جهت تربیت شاگردان، از انجام مستحبات دریغ نمى ورزید.([15]) حاج میرزا حسین تهرانى در اجازه اجتهاد به آقا نورالدین، شاگرد خود را چنین وصف نمود:
«.. از کسانى که به مقصود خود رسیده و دو مرتبه علوم عقلى و نقلى را به هم ارتباط داده اند و در عین حال به سعادت علم و عمل نائل گردیده و از دانش خود بهره گرفته اند، دانشمند، محقق و فاضل متبحّر، دریاى ذخیره هاى علمى و چراغ فروزان دانش، خاتمة الفضلاء و المتبحّرین، مرد میدان تحقیق و سالک بزرگ راه تدقیق، سید بزرگوار شفیق سید نورالدین سلطان آبادى است، او به دلیل حُسن ظنّى که به من داشت، از من استجازه نمود، من هم به طریقى که از سابقین خود مجاز بودم، به وى اجازه نقل و تحقیق در مأثر مدّون مذهب تشیع از کتب اربعه و غیر آن را دادم، امید است که مرا از دعاى خویش فراموش ننمایند.»([16])
آقا نورالدین یک دوره اصول فقه را نزد آیت الله آخوند ملاعلى نهاوندى فرا گرفت و درس هاى او را نوشت. از یادداشت هاى آیت الله اراکى برمى آید که شاگرد شیخ مرتضى انصارى و در فقه و اصول، صاحب نظر بود. آقا نورالدین مى گوید: حاج میرزا نصرالله، ملاّ و ریاست امور دینى را در مشهد مقدس عهده دار بود. او در درس شیخ انصارى شرکت نکرده بود، ولى از توانایى علمى برخوردار بود. در سفرى که آخوند ملاّ على نهاوندى، به مشهد مقدس مى رود، با او دیدار مى کند. بحث هاى علمى گوناگونى بین آن ها روى مى دهد، تا آن که حاج میرزا نصرالله مى گوید: تا به حال، به ملاّیى شیخ مرتضى اعتقادى نداشتم و کتاب ها و شاگردانش هم به دلم وقعى پیدا نکرد، ولى آخوند ملاّ على اعتقاد مرا درباره وى متحوّل نمود و فهمیدم که ملاّیى شیخ، مرتبه والایى داشته است.
آقا نورالدین در خصوص استادش، آخوند ملاعلى نهاوندى یادآور شده است:او دوره اصول را در مدت 6 ماه درس مى گفت و من یک دوره در درس او حاضر شدم و تمام آن را نوشته والان دارم.کسى تاب تحمل درسش را نداشت.([17])
بازگشت به اراک
آقا نورالدین پس از 7 سال تحصیل در حوزه علمیّه نجف و نیل به درجه اجتهاد، در اواخر سال 1306 هـ .ق. به زادگاه خویش بازگشت. آقا نورالدین پس از ورود به اراک، امام جماعت مسجد کوچکى را ـ که در آخر کوچه انورى جنب بـازار مرکـزى شهر قرار گرفته بود ـ عهـده دار شد.
آقا نورالدین پس از مدّتى، به مقام مرجعیّت رسید. دانشمندان و مشتاقان دانش از دورترین نقاط، براى استفاده علمى از محضرش، به اراک مى آمدند و از برکات علمى و اخلاقى او بهره کافى مى گرفتند. آقا نورالدین به تدریس علوم معقول و منقول پرداخت.([18]) آیت الله حاج شیخ محمّد تقى بروجردى در کتاب «العشرات» مى نویسد:
اقامت من در عراق 20 سال به طول انجامید و از طرفى، تحت توجّه آقا سید نورالدین بودم. ایشان داراى مراتب اجتهاد و مرجعیت و داراى زهد و تقوا بودند. هر روز نزدیک به 50 استفتاء از وى مى شد که بدون مراجعه (به منابع) پاسخ تمام آن ها را مى نوشت. او صبح، جواهر درس مى گفت و بعد از آن، شرح اصول کافى ملاصدرارا مباحثه مى کرد و عصر، اصول خارج را مورد بحث قرار مى داد. حالات شگفتى از ایشان مشاهده کردم. همیشه در حضورش بودم. طبعم چنان بود که این گونه مردان بزرگ را که مى یافتم، با آنان انس مى گرفتم بسیار استفاده روحى و معنوى مى بردم.([19])
حاج آقا نورالدین پیش از آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى، ریاست حوزه علمیه اراک را به عهده داشت.([20])
آیت الله العظمى اراکى فرمود: شخصیت آقا نورالدین چنان بود که علماى زمان خویش و حتى مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائرى را تحت الشعاع قرار داد. از قم، عدّه اى شیفته معرفت و دیانت به خدمتش آمدند و اظهار نمودند: این شهر مرکزیت دارد، ولى آن طور که شایسته آن است، از یک مرکز علوم دینى منسجم، گسترده و جامع برخوردار نیست. شما براى رفع این کاستى، به قم تشریف فرما شوید و این کمبود را ترمیم نمایید. آقا نورالدین پاسخ مى دهد: من معذورم، امّا کسى را براى شما مى فرستم که از عهده این کار بر آید. و سپس مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى را فرستاد. حتى بودجه اولیّه تأسیس حوزه علمیّه قم را به آقا نورالدین نسبت مى دهند، به این شرح که هر چه گندم در اختیار آقا بوده، دستور مى دهد در شهر کاشان به فروش برسانند و پولش را در اختیار حاج شیخ عبدالکریم قرار دهند تا در راه اندازى این کار خطیر و مقدس، توقف و خللى پیش نیاید.([21])
شـاگـردان